بارون نادون!

وقتی رسیدم از شدت بارون خیس بودم

برادرم گفت: “چرا یه چتر با خودت نمی بری” ؟

خواهرم گفت: “چرا منتظر نشدی تا بارون بند بیاد” ؟

بابا با عصبانیت گفت: فقط بعد از اینکه سرما خوردی می فهمی؟

اما مامانم همانطور که موهام رو خشک می کرد گفت:

بارون نادون…

این است مادر

0

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*

code

error: Content is protected !!