حق شناسی در کودکی

وقتی کوچک بودیم، بعضی وقت ها همراه با محمود به بابا کمک می کردیم. محمود مدام می گفت: «نکنه از این پسته ها بخوری! اگر صاحبش راضی نباشه جواب دادن تو اون دنیا خیلی سخته» اگر پسته ای از زیر چکش در می رفت و این طرف و آن طرف می افتاد تا پیدایش نمی کرد بی خیال نمی شد. موقع حساب و کتاب با این که مثل من از صاحب پسته ها دل خوشی نداشت چون همیشه کمتر از حقمون می داد؛ اما باز هم ازش رضایت می گرفت و می گفت: «آقا راضی باشین اگه کم و زیادی شده.»

0
error: Content is protected !!