چگونه در طبیعت به آرامش می رسیم؟

چگونه در طبیعت به آرامش می رسیم؟

در نظر گرفتن وضعیت زندگی، کاهش استرس، و لذت بردن از طبیعت و داشتن زمان کافی برای لذت بردن از همراهی دوست ها و خانواده.

دست یابی به ارامش حقیقی یکی از خواسته های دائمی بشر بوده است. بی تردید بخش وسیعی از تلاش های علمی بشر و کشف رازهای ناگشوده جهان طبیعت برای دسترسی به امکاناتی بوده است که ارامش و آسایش را برای انسان به ارمغان آورد. امروزه با وجود تمام رفاه و آسایشی که انسان معاصر در سایه ی امکانات و پیشرفت های به دست آمده ، از آنها برخوردار شده و وضعیت زندگی وی را بسیار اسان کرده است؛ ولی مشکلات جدیدی هم پیش روی او قرارگرفته است.

انسان متمدن مدرن به علت بهره‌برداری بی رویه از طبیعت و ماشین زدگی با مسایل فراوانی روبرو شده است. تا زمانیکه انسان زندگی روستایی را داشت، سختی های عدیده ی مدرن وجود نداشت؛ ولی از زمانیکه از روند زندگی روستایی به شهرنشینی تغییر شرایط داد و روابط ی خود را با« طبیعت» قطع کرد با سختی های روان شناختی، جسمانی و اجتماعی فراوانی روبرو شد. بسیاری ازکارشناسان معتقد هستند که برگشت به طبیعت و تجدید روابط با آن، میتواند یکی ازمهم ترین راهکار ها برای جلوگیری و درمان اثرات منفی زندگی صنعتی باشد.

پناه بردن به طبیعت میتواند « ارامش گم شده» را به فرد بازگرداند؛ به دلیل آن که طبیعت مادر انسان است و انسان تنها در اغوش اوست که ارام می گیرد، رشد میکند و به کمال میرسد . انسان از روزی که طبیعت را شناخته، از جهات سلامت روان شناختی و فیزیکی انواع فایده ها را در طول تاریخ از طبیعت کسب نموده است .« هم زیستی با طبیعت» تأثیر تعیین کننده ای در تقویت روحیه ی نشاط ، شادی و طراوت و ایجاد ارامش عمیق درونی در اشخاص دارد.

حضور در طبیعت زیبای خداوند و برخوردار شدن از جذابیت های دلپذیر آن سبب تولید نشاط و سبک بالی، بالا رفتن میزان خوشحالی درونی و بیرونی، رفع خستگی های جسمی و روانی، تمدد اعصاب و حتی بالا رفتن طول عمر می گردد. طبیعت پیوسته یار و یاور انسانها برای رها شدن از حالات و احساسات ناخوش‌آیند و رسیدن به حس بهتر بوده و هست.

رابطه با طبیعت و لذت بردن از منظره ها زیبای آن، ساده ترین راه ممکن برای کسب ارامش و لطیف سازی روح و روان انسان است. نتیجه پژوهش پژوهشگران رفتارشناسی در آمریکا نشان میدهد :خرید گل، نگاه کردن و کاشتن گل، سبب پیدایش حس مثبت اندیشی، خوشحالی، دوری از غم و ارامش میشود . رفتن به دامان طبیعت، بهمراه خانواده و دوستان، نگاه کردن به گل های زیبا و درختان سرسبز، بطور چشم گیری به متعادل شدن رفتارها و افکار نامتعادل منجر شده و اتصال عصبی مثبت در مغز، بوجود می آورد.

این حس در تمام اشخاص، در هر سنی که باشند، به خوبی ظاهر میشود .« گل ها» با تنوع در رنگ های زیبا و رایحه های بی مانند خود، حس سرزندگی، هیجان، ارامش و امنیت را در ما بوجود می آورند. بی تردید حضور گل و گیاه در فضای زندگی، روحیه ی انسان را لطیف و شاد ساخته و این خوشحالی و سرزندگی به سایرین هم منتقل خواهد شد. گل نشانگر « همکاری و دوستی» است؛ برای این که با هدیه دادن آن به سایرین، لذت بردن از زیبایی و ارامش را با یک دیگر تقسیم می کنیم.

اهمیت طبیعت تا بدان جاست که شاخه ای از پزشکی به اسم« طبیعت درمانی» منحصرا با استفاده از درمانهای طبیعی اطراف ما مانند:نور خورشید، هوا، آب و… به درمان بیماریها می پردازد. این روش معتقد است که بسیاری از بیماریها و ناراحتی ها ناشی از ذهن آشفته بیمار است و عناصر و نیروهای موجود در طبیعت بهترین روش برای رها شدن حافظه از فشارهای روانی، اصلاح زندگی و بازگردانیدن بدن، به وضعیت طبیعی آن است.

مطالعه ای تازه نشان میدهد که صرف کردن هفته ای ۲ ساعت در طبیعت کافیست تا به مقدار لازم از فواید آن بهره مند شد.

رفتن به طبیعت برای ارامش بسیار خوب است ولی متأسفانه برای تمامی و همیشه میسر نیست ولی نمونه ی کوچک طبیعت دردسترس تمامی قرار دارد….. پارک تقریبا در تمامی محلات یک پارک کوچک وجود دارد ، سعی کنید در وهله ی نخست با خانواده و اگر نشد تنها مرتب به پارک سر بزنید. از آن جا لذت ببرید و ارام باشید.

برای ارامش داشتن از منزل بیرون بروید. به طبیعت، صحرا، پارک یا هر جای دیگری. بالای کوه یا.. صرفا نفس بکشید. با تمام وجود نفس بکشید.

در طبیعت اندکی راه بروید، حتی یک پیاده روی کوتاه هم میتواند ذهن شما را آرام کند. 

برای خودتان باغچه کوچکی درست کنید. رسیدگی به یک باغچه حتی به یک گلدان کوچک تأثیر زیادی در آرام کردن شما دارد. در واقع طبیعت اثر مستقیمی روی روح انسانها دارد. احتمالا در ساختمان کوچک شما امکان گلکاری یا پرورش گیاهان و سبزی ها نباشد ولی مراقبت از یک گلدان گل غیر ممکن نیست.

قسمتی از وقت خود را به تماشای حیوانات اختصاص دهید. تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد افرادی که پس از عمل جراحی رابطه بیشتری با حیوانات داشته اند سریعتر بهبود یافته اند. شما هم میتوانید مقطع کوتاهی به حرکات یک گربه نظر کنید، اسب ها را تماشا کنید و…

نتیجه یک پژوهش روی دانشجویان “نشان داد که سطح کورتیزول –هورمون نشان دهنده ی تنش- در دانشجویانی که به مدت دو شب به جنگل فرستاده شدند پائین تر از آن هایی بود که در شهر بودند. پژوهشگران در پژوهش دیگری هم دریافتند سطح کورتیزول و ضربان قلب در سوژه هایی که زمانی را در جنگل سپری کرده بودند در مقایسه با اشخاص داخل شهر کاهش یافته بود.

هنگامی که به طبیعت می روید تا آن جا که میتوانید آن جا باشید، مانند بیماری که پیش پزشک رفته است خودتان را به دست های آن پزشک ماهر یا جراح بسپارید تا درد و بیماری شما رفع شود. مانند بنا یا طرح ساختمانی که خود را برای ساخت یا بازسازی دست یک معمار هنرمند سپرده است خودتان را به دست طبیعت بسپارید، آن جا باشید و آگاهانه حضور داشته باشید تا آن بازسازی ها و جراحی ها روی روان شما صورت گیرد.

تا آن جا که میتوانید از حواس خود کمک بگیرید تا ذهن، شما را جای دیگری نبرد. به عنوان مثال هنگامی که کنار دریا می روید بر حس شنوایی خود میتوانید  تمرکز یابید، صدای موج هایی که جلو می آیند و در ادامه می شکنند میتواند شما را هم چنان در اتصال با طبیعت نگه دارد.

از حواس لامسه خود بهره ببرید و بدون کفش روی ماسه های نرم ساحل راه بروید، از بینایی تان بهره ببرید و نگاه کنید که اگرچه تمامی موج ها شبیه به هم هستند، ولی در واقع اصلاً موجی دقیقاً مثل موج دیگری نیست و هر لحظه دریا امضای تازه ای روی موج ها می گذارد، هم چنان که درخت روی هر برگ خود امضایی جدید و متفاوت گذاشته است. درک عمیق این طراوت در تازه گشتن حال انسان هم تاثیرگذار است.

در جنگل متوجه می شوم که زندگی و مرگ کنار هم چه قدر مسالمت آمیز همسایگی میکنند ، بدون این که ترس، واهمه و اضطرابی در بین باشد. درخت پیر خشک میشود ، می شکند و به زمین می افتد و کم کم آغاز میکند به تجزیه شدن و مجدداً به همان خاکی برمیگردد که از آن برخاسته است. می بینیم که در جنگل، تغییر شکل ها رانده نمی شود، بلکه به اغوش کشیده میشود .

در جنگل هراسی از تغییر شکل وجود ندارد، زیرا موجودات هر آن با آن چیزی که هستند زندگی میکنند ، درصورتی که کودکند با بچگی شان هستند و درصورتی که جوان هستند با جوانی شان هستند و درصورتی که کهنسالند و پیر و فرتوت هستند و در برابر این تغییرات ایستادگی نمی کنند. نه درخت پیر سعی میکند دوباره به جوانی برگردد و نه درخت جوان می هراسد که یک روز پیر میشود ، زیرا این ترس آنها را از آن بودن حقیقی جدا می سازد.

از طرف دیگر طبیعت به ما یاد میدهد که چه طور میتواند هر چیزی در جای خود بکار گرفته شود. چه طور میشود یک کار تیمی بی نقص را به نتیجه رساند. در طبیعت چنانچه توجه کنیم می بینیم که یک مجموعه پروژه ای را پیش می برد و پروژه رشد یک پروژه تیمی است نه شخصی، به عنوان مثال درست است که یک درخت رشد میکند یا میوه ای میرسد ، ولی آن درخت یا آن میوه ثمره همکاری مجموعه ای به اسم نور، هوا، گرما، سرما، خاک و آب و… است.

درواقع طبیعت به ما میگوید حال خوب در یک شکل وسیع تر بستگی به درک و همکاری متقابل دارد، اتفاقی که گاه به ندرت در جوامع انسانی روی میدهد ، از این روست که ما تمایل به فرار از این رابطه داریم.

منبع: بیتوته

دیدگاه‌تان را بنویسید:

error: Content is protected !!